الشيخ محمد الصادقي الطهراني

39

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

تقييد يا نسخ نمايد ، خود قرآن است و بس . متأسفانه مفسران به جاى اين‌كه فقط يابنده‌ى معانى و احكام و مرادات الهى باشند اكثراً مفسر افكار خويش‌اند ، سپس مستفسر از قرآن و نه مُفَسرِّ قرآن . بنابراين اگر مفسر بتواند منهاى مفروضات و علاقه‌هاى تحميل كننده‌ى خارجى و با توجه به مقدمات قرآنى - كه از خود قرآن به دست مىآيد - مطلب يا سؤال خود را از قرآن استفسار كند راه تفسيرى او صحيح خواهد بود ؛ يعنى علاقه و انتظار و در حقيقت پاسخ سؤال مفسر با علاقه و انتظار و مراد پديد آوردنده‌ى متن يكسان خواهد بود ، زيرا مفسر براى استفسار از قرآن و نه تفسير آن ، استفاده‌ى از قرآن و نه افادهء به آن ، به سراغ قرآن رفته و علاقه‌هاى غير مطلق خارجى را كنار گذاشته اما اگر همين مفسّر با مفروضات و مقدمات و ذهنياتِ غير مطلق و يا باطل خارجى به سراغ قرآن برود ، ناگزير تحميلاتى به قرآن خواهد نمود . بنابراين تفسير قرآن با يافته‌هاى درونى و برون دينى درست و مطلق ، « 1 » تنها راه اطمينان‌بخش است و كار صعب و مشكلى هم نيست ، منتهى بايستى از قيود و زنجيرهاى فكرى آزاد شد و قدم در راه شايسته‌ى « تفسير بدون پيش‌داورى » گذاشت تا به نتيجه رسيد . اگر گفته شود : بدون پيش‌فرض‌ها و علاقه‌هاى درونى و برونىِ غير مطلق ، فهميدن قرآن محال است . اولًا بايد گفت : اين حرف خود ، حرفى محال است ، زيرا در اين صورت لازمهء حرف شما اين مىشود كه اولًا قرآن حجت بالغه و تبياناً لكلِّ شىء نيست « 2 » ، ثانياً قرآنى كه نيازمند به افكار و مفروضات برونى بشرى باشد چگونه مىتواند خود را

--> ( 1 ) - مفروضات و يافته‌هاى برون دينى درست و مطلق ، سنّت قطعيّه و قوانين تكوينى و علمى مطلق و غير قابل انكار هستند ، مانند قانون جاذبه زمين و سيستم گردش جهان هستى و قواعد رياضى اعداد كه انكارناپذيرند . اين مفروضات برونى زاييده‌ى ذهن مفسرين يا انسان‌ها نيست ، بلكه ساخته‌ى همان خداى خالق قرآن و كل هستى است كه قرآن هم خود را تفسير مىكند و هم قوانين تكوينى را تأييد مىنمايد ( 2 ) - اگر قرآن شريف در تفهيم و تبيين معارف و احكامش محتاج به پيش فرض‌ها و توجهيات امثال بنده و جنابعالى باشد ، به اين معنا كه : تا اين پيش‌فرض‌هاى من و شما محققّ نگردد . فهم قرآن كريم ميسّر نشود . بايد عرض كنيم اين صغرى و كبراى شما نتيجه‌اش اين است كه قرآن كريم از حجيّت ساقط است . چون فرض شما اين است كه قرآن كريم در تبيين معارف و مراداتش محتاج به علوم بشرى است . قرآنى كه محتاج است به علوم بشرى چگونه مىتواند حجّت بالغه يعنى فصل‌الخطاب فيما بيننا و بين‌اللَّه فىالدينا و الاخرة باشد ، بنابراين قهراً از حجيّت ساقط مىشود . « خادم‌القرآن »